Faculty Profile

ابراهیم بدخشان
تاریخ به‌روزرسانی: 1403/03/31

ابراهیم بدخشان

دانشکده زبان و ادبیات / گروه زبان و ادبیات انگلیسی و زبان شناسی

Theses Faculty

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. تحلیل استعاری عناوین روزنامه های ورزشی یورو 2020 بر اساس الگوی چارتریس-بلک: یک مطالعۀ پیکرهبنیاد
    1401
    استعاره از اصول بنیادی زبانشناسی شناختی است که با تکیه بر تجارب بدنمندی شده، مبنای اصلی مفهومسازی جهان هستی را تشکیل میدهد و بر همین اساس همواره جهت ادراک بهتر مفاهیم، در عناوین روزنامههای ورزشی بهکار میرود. عناوین استعاری رقابتهای یورو 2020 بر اساس نظریۀ ت لیل استعاری چارتریس بلک د2004 ت لیل و با تهیۀ پیکرهای از متون این عناوین استعاری و بر اساس زبانشناسی پیکرهای، میزان فراوانی کلما استعاری حوزههای مبدا در این پیکره مورد بررسی قرار گرفت. از اینرو، پژوهش حاضر جهت شناسایی عناوین استعاری و ت لیل آنها و تعیین میزان فراوانی کلما استعاری در پیکرۀ گردآوری شده از متون روزنامههای ورزشی یورو2020 انجام شده است. به همین منظور، تعداد 263 استعاره در عناوین روزنامهها است راز شد که استعارۀ »فوتبال جنگ است« از بیشترین بسامد برخوردار بود و کلما استعاری حوزۀ »مسیر« بیشترین فراوانیِ کلما استعاری در پیکره را به خود اختصاص دادند. تعداد 25 حوزۀ استعاری دستهبندی شدند که از این میان پژوهش پیشرو 9 حوزۀ جدید نسبت به پژوهشهای پیشین همچون »لقب«، »رنگ«، »آمی ته« را شناسایی و دستهبندی نمود. همچنین، یافتهها نشان داد که در خصوص برخی از استعارههای بهکاررفته در عناوین بررسیشده نمیتوان به استعارۀ مفهومی بسنده کرد و باید در ت لیل آنها به نظریۀ آمی تگی مفهومی فوکونیه و ترنر د2002 متوسل شد که از ترکیب دو یا چند فضای درونداد ذهنی درک مفهومسازی آنها حاصل میشد. از جملۀ آنها میتوان به استعارۀ »نبرد وایکینگها با سهشیرها در ومبلی« که از ترکیب استعارههای »جنگ«، »لقب« و »دَد« پدید آمده است، اشاره کرد
  2. بازنمایی واحدهای زبرزنجیری تکیه، آهنگ و درنگ در کردی سورانی
    1401
    نمود آوایی زبان شامل دو پدیده ی "واحدهای زنجیری" و "واحدهای زبرزنجیری" است. واحدهای زنجیری همان صداها و آواهای معمول و آشنای زبان هستند که در زنجیره ی گفتار عمل می کنند و به جای همدیگر می توانند بیایند. در مراحل اولیه ی یادگیری زبان نوشتاری، انسان(کودک و بزرگسال) زبان را از طریق حروف الفبا یاد می گیرد که همان واحدهای زنجیری است. واحدهای زبرزنجیری فراتر از زنجیره ی گفتار عمل می کنند و برروی واکه، هجا و جملات وارد می شوند. بدون واحدهای زبرزنجیری، گفتار ماشینی و مصنوع خواهد بود و بنابراین نمی توان مفهوم و منظور اصلی گوینده را درک کرد زیرا برخی از این واحدهای زبرزنجیری در تمایز معنایی دخالت دارند و می توان گفت که نقش واحدهای زبرزنجیری در زبان کمتر از واحدهای زنجیری نیست و این نشان دهنده ی اهمیت شناسایی و مطالعه ی آنها در زبان ها و گویش ها است. در این پژوهش بعد از تعریف و بررسی ویژگی-های آوایی واحدهای زبرزنجیری "تکیه، آهنگ و درنگ(مکث)"، جایگاه و نقش آنها در کلمات و جملات در گویش سورانی زبان کردی، مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق در این پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی است و از نظریه ی خاصی پیروی نمی کند. روش گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و هم چنین مراجعه به شمّ زبانی پژوهشگر و گفتار افراد بومی است. پس از انجام پژوهش حاضر و بررسی دقیق داده های زبانی و تجزیه و تحلیل آنها، به نتایج زیر دست یافتیم:
  3. نظام واجی زبان هورامی (گونه شهر هورامان تَخت)
    1401
    هدف از نگارش این پژوهش، بررسی نظام واجی زبان هورامی (گونه شهر هورامان تخت)، در چارچوب واج شناسی زایشی است. زبان هورامی، یکی از زبان های ایرانی نو شاخه شمال غربی محسوب می شود. تاکنون، پژوهش های زیادی درباره زبان هورامی و گویش های متفاوت آن صورت گرفته است؛ اما، تا جایی که نگارنده مطلع است (تا تاریخ ثبت این پژوهش)، هیچ پژوهش زبان شناختی درباره گونه زبانی مردم شهر هورامان تخت صورت نگرفته است. شهر تاریخی هَورامان تَخت با جمعیت بیش از 4 هزار نفر، مهمترین شهر در حوزه جغرافیایی گویش تَختی محسوب می شود که در شهرستان سروآباد، استان کُردستان واقع است. این شهر از دیرباز دارای جامعه اسکان یافته بوده و قدمت سکونت درآن به هزاره های چهارم و پنجم پیش از میلاد می رسد. برای گردآوری و ثبت داده های این پژوهش از ده ها نفر گویش ور بومی بی سواد و با سواد از زن و مرد در سنین بین 20 سال تا 70 سال از طریق مصاحبه به مدت یک ماه ثبت و ضبط داده انجام شده است. به علاوه، از شم زبانی نگارنده نیز که خود گویش ور بومی این گونه زبانی است و همچنین منابع مکتوب در این زمینه به عنوان پیشینه پژوهش استفاده شده است. داده های این پژوهش در چارچوب نظریه واج شناسی زایشی تحلیل و براساس الفبای بین المللی«IPA» آوانگاری شده اند. بررسی و تحلیل داده ها نشان می دهد که زبان هورامی (گونه زبانی مردم شهر هورامان تخت) دارای 30 هم خوان و 8 واکه ساده است که هویت واجی هر یک از این واج ها از طریق جفت های کمینه اثبات شده است. به منظور شناخت بیشتر این گونه زبانی، علاوه بر مشخص کردن تعداد واج های آن، به توصیف ساختمان هجای این گونه زبانی در زیر ساخت پرداختیم که طبق یافته های پژوهش مشخص شد که ساخت هجا در گونه زبانی گویش وران شهر هورامان تخت در زیر ساخت بصورت «(C)(C)V(C)(C)» می باشد ؛ در این گونه زبانی، خوشه ی بیش از دو هم خوانی چه در جایگاه آغازی و چه در جایگاه پایانی هجا، وجود ندارد.
  4. کارکرد معنایی نقش نگاره های صحنه های جنگ در داستان های اسطوره ای شاهنامه بر اساس دستور خوانش تصویرکرس و ون لیوون (2006)
    1400
    دستور خوانش تصویر نظریه ای در حوزه نشانه شناسی اجتماعی است که سعی در ارائه مدلی برای خوانش رمزنگاره های تصویری دارد. نشانه شناسی اجتماعی در تلاش است تا نشانه شناسی را به تحلیل گفتمان نزدیک کند. بدین ترتیب لایه های معنایی تصاویر بر اساس رویکردی که برگرفته از تحلیل گفتمان است، مورد بررسی قرار می گیرند. با توجه به آن که روایت های شاهنامه بازگو کنندۀ فرهنگ و اندیشۀ ایرانی است، بنابراین بررسی نگاره های مربوط به شاهنامه برای آشنایی با فرهنگ ایرانی اهمیت دو چندانی دارد. از این رو، نگارنده با بررسی چهار نگاره از صحنه های رزم مربوط به داستان های شاهنامه در چارچوب دستور خوانش تصویر کرس و ون لیوون (2006)، درصدد است تا اندیشه های عمیق مربوط به فرهنگ ایرانی را بکاود. ماهیت روش شناختی این پژوهشِ کیفی، توصیفی-تحلیلی بوده و نگاره های بررسی شده از شاهنامۀ مصور استخراج شده و در قالب رویکرد نقش گرایی در رابطه با متن و تصویر مورد بررسی قرار می گیر اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که اندیشه و فرهنگ ایرانی در نگاره-های رزم شاهنامه کاملاً متبلور شده است. نگاره ها صورت هایی روایت-محور دارند که در آن عناصر بازنمودی کنشگرانی فعال هستند. افعال و کنش های موجود در نگاره ها در دو دستۀ ایستا و پویا قابل دسته بندی هستند و بسیاری از افعال کنشگران گذرا هستند. همچنین، نتایج نشان می دهد که برخی از نگاره ها از بازنمایی افقی (راست به چپ) بهره برده اند و عناصر خوشایند را در سمت راست و عناصر ناخوشایند را در سمت چپ قرار داده اند. درحالی که، برخی دیگر از شیوۀ بازنمایی مرکز ـ حاشیه استفاده کرده اند و عناصر مهم را در مرکز تصویر قرار داده اند و عناصر کم اهمیت را در حاشیه قرار داده اند. بنابراین، با انجام این پژوهش مشخص می شود که نگاره ها نیز همچون متون از معانی و مفاهیمی برخوردارند که زبان شناسان و نشانه شناسان با استفاده از الگوهای زبان شناختی بخوبی قادرند تا آن لایه های معنایی پنهان در پسِ تصاویر را نیز بازنمایی کنند که نگارنده در این پژوهش، با استفاده از دستور خوانش تصویر قادر به دستیابی لایه های معنایی پنهان موجود در تصاویر شده است.
  5. نمود جنسیت پنهان در اشعار فروغ فرخزاد
    1400
    زبان شناسی جنسیت یکی از حوزه های نوین در زبان شناسی است، که به بررسی تاثیرات مولفه های جنسیت در سطح زبان می پردازد. پژوهش حاضر از دیدگاه لیکاف (2004) که از پیشگامان زبان شناسی جنسیت است، بهره گرفته است. لیکاف مشخصه های متمایز کنندۀ زبان زنان و مردان را در پژوهش های خود تعیین نموده است. جستار حاضر، مولفه های موجود در زبان زنان در اشعار فروغ فرخزاد را مورد بررسی قرار داده است. زبان زنان گاه به صورتی آشکار و مشخص در گفتگوهای زنان پدیدار می گردد؛ و گاه به صورتی پنهان در پس کلام نمودار می-گردد. ماهیت روش شناسی این پژوهشِ کیفی، توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها به صورت کتابخانه ای از اشعار فروغ انتخاب شده اند. حضور مفاهیم زنانگی در شعر فروغ فرخزاد که نشانگرِ نمود جنسیت پنهان است، در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها نشان داد که فروغ با به کاربستن مفاهیم زنانه در اشعارش از عمق اندیشه های زنانۀ خود پرده برمی دارد. وی، همچنین، در این راه گاه مضامین زنانه را به صورتی گذرا مورد بحث قرار می دهد؛ و گاه در لابه لای واژگان به کار رفته در شعرش از لطافت زنانگی خود سخن می گوید. مضامینی همچون عشق، وصل و قهر و دیدار معشوق همگی موجب برانگیخته شدن احساسات لطیف زنانه ی فروغ می شوند. در این راه گاه خلوت صوفیانۀ شاعر نیز در تجلی اندیشه های عمیق وی کارساز است. فروغ را در شعر باید علاوه بر آن که شاعری است که احساساتی زنانه را بیان می کند شاعری اندیشه-محور و گاه پیرو نیز به شمار آورد. وی به بیان اندیشه های کمال-گرایانۀ انسانی می پردازد که در آن جایی برای تمایز و تفکیک براساس جنسیت و یا دیگر مولفه ها نیست. فروغ تاثیرات بسیاری را نیز در اشعارش از مردان نامدار ادب فارسی پذیرفته است؛ و بدین ترتیب حضور مفاهیم مردانه در شعر فروغ نیز جای تعجب ندارد. عمدۀ تاثیرات وی در سطح آرایه های لفظی و قالب های شعری بوده است و مفاهیم و مضامین شاعرانه وی دستخوش تغییر قرار نگرفته است.
  6. بررسی بازنمایی کنش های اجتماعی در فیلم «پدر آن دیگری» بر اساس الگوی ون لیوون (2008)
    1399
    هدف پژوهش حاضر بازنمایی کنش های اجتماعی در گفتمان فیلم سینمایی «پدر آن دیگری» به نویسندگی و کارگردانی یدالله صمدی به اقتباس از رمان «پدر آن دیگری» نوشته-ی پرینوش صنیعی، بر اساس الگوی ون لیوون (2008) است. کارهای بسیاری در حوزه ی تحلیل گفتمان انجام گرفته اند اما تعداد محدودی از آن ها روی فیلم کار کرده اند و بیشتر بر روی رمان و متون مختلف از جمله روزنامه و... تمرکز دارند. پژوهش حاضر قصد دارد با استفاده از رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی به بررسی فیلم مذکور بپردازد. بنابراین، پژوهشگر ابتدا ده عنصر اصلی کنش اجتماعی را که عبارتند از: شرکت کننده، کنش، سبک اجرا، شرایط انتخاب شرکت کننده ها، سبک های نمایش، زمان، مکان، شرایط انتخاب مکان ها، منابع (ابزارها ومواد) و شرایط انتخاب منابع، از فیلم استخراج نموده و به توصیف و تحلیل آن ها می پردازد و سپس به مولفه های جامعه شناختی-معنایی نیز اشاره ای خواهد داشت. یافته های پژوهش نشان داده است که گفتمان در زندگی انسان ها بسیار اهمیت دارد و خارج از کاربرد آن به عنوان وسیله ای برای تعامل و ارتباط، دارای بار ایدئولوژیکی است و گفتمان چه زبانی باشد چه غیرزبانی، معانی بسیار زیادی فراتر از جمله به دست می دهد که می تواند تعیین کننده ی رفتار دیگران نسبت به ما باشد. گفتمان همچنین از نشان گرهای بسیار خوبی برای فرهنگ هر کسی است.
  7. تحلیل گفتمان کتاب های زبان انگلیسی متوسطۀ دورۀ دوم بر اساس دستور نظام مند نقش گرای هلیدی
    1398
    پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل متون کتب زبان انگلیسی پایه های دهم و یازدهم متوسطه ی دوره ی دوم در چارچوب دستور نقش گرای نظام مند هلیدی می پردازد و به دنبال آن است که نشان دهد تا چه اندازه بین فراوانی فرآیند های فعلی در متون این کتاب ها توازن وجود دارد. آنچه که حائز اهمیت است این است که در تعادل بین فرآیندها، متون کدام درس و کدام کتاب بر اساس انگاره های دستور نظام مند از کفایت بیشتری برخوردار است. جهت نیل به این اهداف، تک تک بندهای متون خواندن و درک مطلب کتب مورد نظر، از منظر سه فرانقش اصلی در دستور نقش گرایی تحلیل و واکاوی شدند و در پایان هر متن، نسبت فراوانی آن ها مقایسه گردید. پس از تحلیل داده ها ثابت شد که در بندهای متون هر دو کتاب، فرآیندهای کنشی یا مادی و رابطه ای از بسامد بالایی برخوردار بودند و فرآیندهای کلامی و رفتاری، یا بسیار کمتر استفاده شده بودند یا اصلاً مورد استفاده واقع نشده بودند. با توجه به تطابق این فرآیندها با مهارت های واقعی در زندگی افراد جامعه، این نتیجه گیری نشان داد که نویسندگان و مولفین این کتب درسی، تقویت مهارت های فیزیکی، کنشی و ارتباطی دانش آموزان را در اولویت قرار داده اند و به مهارت های شناختی، کلامی و رفتاری آنان کمتر توجه نموده اند.
  8. نمود ناقص در گویش های کردی (سورانی و هورامی) بر اساس دستور ساخت مدار نشانه محور
    1397
    در پژوهش حاضر، ضمن توصیف و تحلیل انواع نمود ناقص در گویش های کردی سورانی و هورامی، به تبیین نمود ناقص براساس رویکرد دستور ساخت مدار نشانه محور پرداخته می شود. از این رو، ابتدا به بررسی ساخت های ناقص ساز و تاثیر آن ها بر موقعیت های مختلف براساس مدل انتخاب محور پرداخته می شود، سپس بازنمایی زمانی آن ها در دستور ساخت مدار نشانه محور نشان داده می شود. مباحث مطرح شده در این پژوهش نشان داد که ساخت های ناقص ساز در گویش های سورانی و هورامی شامل: ساخت های استمراری، کامل، عادتی و زمان حال هستند. هر یک از این ساخت ها به نوعی سبب ناقص شدن رخدادها می شوند؛ به این صورت که ساخت استمراری هنگامی که بر رخدادهای تحققی و فعالیتی اعمال می شود، بر مرحله ی میانی آن ها تمرکز می کند؛ اما فاز میانی از مرحله ی آغازی ِ افعال دستاوردی را برجسته می سازد؛ همچنین این ساخت افعال لمحه ای را به فعالیتی تکراری بدل ساخته؛ سپس مراحل میانی آن ها را انتخاب می کند. ساخت عادتی باعث می شود که تمام افعال ابتدا به فعالیتی تکراری بدل شده و سپس مراحل میانی بین رخدادها را برجسته می سازد. از طرف دیگر، ساخت کامل هنگام ترکیب با موقعیت های واژگانی، در بازنمایی زمانی آن رخدادها، فاز پایانی را انتخاب کرده و مراحل دیگر را نادیده می گیرد. در واقع عملگر نمودی بر مرحله ی استراحت پایانی عمل متمرکز می شود و بدین طریق نمود رخدادها را به ناقص تبدیل می کند. ساخت ناقص ساز زمان حال نیز در ترکیب با انواع موقعیت های واژگانی مرز پایانی یا نتیجه ای رخدادها را حذف کرده و تنها مراحل میانی رخدادها را بازنمایی می کند.
  9. متامدل در برنامه ریزی عصبی-زبانی(ان ال پی):شیوه ای برای تحلیل سریع گفتماندرمذاکره، مناظره ومشاوره
    1397
    هدف از پژوهش حاضر معرفی مهم ترین الگوهای متامدل و ارائه مبحثی جدید در مطالعات تحلیل گفتمان،تحت عنوان تحلیل سریع گفتمان، و به تبع آن فراهم نمودن بستری جدید برای به چالش کشیدن طرف مقابل در مباحثات، مناظرات و مذاکرات در حوزه های مختلف علوم انسانی از نظر نقض های متامدل،و نیز کمک به روند درمان در مراجعان مراکز مشاوره و روان درمانی می باشد. برای تحقق یافتن هدف فوق از قوی ترین ابزار در اختیار بشر یعنی زبان، با سازوکارهای زبانی در زبان شناسی و به شیوه ی الگوهای متامدل در ان ال پی استفاده می شود. در این شیوه با پرسیدن سوالاتی دقیق و هدف مند در قالب13 الگو - حذف های ساده، حذف های مقایسه ای، حذف کنش گر، افعال نامعین، کمیت نماهای جهانی، عمل گرهای وجهی، نمایه های ارجاعی نامعین، معادل های پیچیده، اسم گرایی، ذهن خوانی، علت و معلول، پیش فرض ها و محدودیت انتخاب دوگانه - تحلیل گر گفتمان، حذف ها، تحریف ها و تعمیم های مستتر در کلام را آشکار ساخته و با رفتن به سطحی پایین تر در محدوده ی کلام یعنی با رفتن از کلمات به سوی تجربیات خاصی که در ورای آنها قر ار دارد به معنای اصلی گزاره دست یافته و در بسیاری از موارد، موجبات تغییر ادراک و نگرش را فراهم می آورد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و بر مبنای الگوهای متامدل در دانش ان ال پی می باشد.
  10. مالکیت اسمی و گزاره ای در گویش مازنی: تحلیل رده شناختی
    1397
    رده شناسی به طبقه بندی زبان ها براساس مشخصه های زبانشناختی می پردازد. رده شناسی زبان بر همگانی های زبان و تنوعات آن تاکید دارد. تحقیق حاضر با روش تحلیلی-توصیفی و با رویکردی رده شناختی برگرفته از نظریات هاینه (1997)، استاسن (2009)، دیکسون (2010) و آیخنوالد (2013) به بررسی ساخت ملکی می پردازد. هدف این پژوهش تحلیل ساخت ملکی اسمی و گزاره ای در گویش مازنی و یافتن جایگاه آن در رده های زبان های دنیا است که نتایج آن می تواند در مطالعات رده شناسی زبان تاثیرگذار باشد. داده های تحقیق از طریق مصاحبه با گویشوران، مکاتبات روزمره ی آنها و شم زبانی نویسنده جمع آوری شده است. داده ها نشان داد که گویش مازنی از هر دو ساخت ملکی اسمی و گزاره ای در انتقال مفهوم مالکیت استفاده می کند؛ این زبان در ساخت ملکی اسمی برخلاف اکثر زبان های ایرانی و همانند زبان انگلیسی از ترتیب «دارا» + «داشته» در ساختمان بند ملکی خود بهره می برد. این زبان قادر به انتقال سه مفهوم کانونی ملکی در ساخت ملکی اسمی «روابط خویشاوندی»، «دارندگی» و «رابطه ی جزء به کل» می باشد و بسیاری از مفاهیم زیرمجموعه ای این سه مفهوم را در ساخت نحوی خود نیز نشان می دهد. یافته های ساخت ملکی گزاره ای در گویش مازنی از لحاظ کمی در رده شناختی زبان حائز اهمیت جلوه کرده اند. این زبان دو ساخت اصلی گزاره ای یعنی ساخت «تعلق» و ساخت «داشتن» را برای بیان مفهوم ملکی در سطح جمله به کار می بندد. همچنین چهار طرح واره ی «مکان»، «هدف»، «ملکی» و «همراهی» نیز در این زبان مشاهده گردید. استفاده از شش ساخت ملکی گزاره ای برای بیان مفهوم مالکیت این زبان را در ساخت گزاره ای غنی نشان داده است. به جز ساخت «داشتن» که از فعل «داشتن» استفاده می کند بقیه ساخت ها از فعل «وجودی» بهره می برند. البته در طرح واره ی همراهی فعل «وجودی» به قرینه معنایی حذف شده و رابطه معنایی بین «دارا» و «داشته» که مبتدا و خبر این طرح واره هستند مفهوم مالکیت را بیان می کنند. اگر چه در ساخت داشتن دارا در جایگاه فاعل و داشته در جایگاه مفعول می باشد، اما در سه ساخت «متعلق بودن»، «مکانی» و «هدف»، «داشته» فاعل بوده و «دارا» به عنوان متمم حرف اضافه ظاهر می شود. همچنین در طرح واره ی ملکی «دارا» به عنوان توصیف کننده ی «داشته» نقش ایفا می کند. همچنین در ساخت داشتن فعل با عنصر دارا مطابقه می کند، اما در شش ساخت دیگر فعل با «داشته» مطابقه می کند. داده ها همچنین بیانگر این بودند که مفاهیم کانونی و حاشیه ای ملکی بسیاری در این زبان با ساخت ملکی گزاره ای قابل انتقال هستند و بعضی از این مفاهیم کنایی می باشند و نمی توان ساخت ملکی مورد نظر که این مفاهیم با آنها انتقال داده می شود را در مفهوم های غیرکنایی حفظ کرد. گویش مازنی برخلاف بسیاری از زبان های دنیا که قادر به تمایز دادن «داشته» های نزدیک تر، میمی تر و ذاتی یعنی جدایی ناپذیر نسبت به «داشته » های دورتر و غیرذاتی یعنی جدایی پذیر هستند چنین وجه تمایزی را به صورت نحوی نشان نمی دهد. داده ها تفاوت ها و شباهت های فراوانی دیگری را در زمینه های متعدد دیگر از جمله ضمایر ملکی و ساخت اضافی و غیره نشان دادند که نشان دهنده ی تنوع رده-شناختی این زبان می باشد.
  11. ساخت موضوعی افعال مرکب در کردی اردلانی
    1396
    پژوهش حاضر تلاش دارد به بررسی ساخت موضوعی افعال مرکب در زبان کردی اردلانی پرداخته، نقش معنایی و نحوی عناصر تشکیل دهنده ی آن را مورد بررسی قرار دهد. بازنمایی نحوی عناصر پیش فعل و فعل مرکب، بررسی حالت های فاعلی و مفعولی و عناصر تاثیرگذار در نظام حالت از دیگر هدف های این پژوهش می باشد. در این راستا، دیدگاه هیل و کیسر (1993) در خصوص ساخت موضوعی را به عنوان پایگاه نظری خود برمی گزینیم. ایشان بر این باورند که ساخت موضوعی توسط ویژگی های اقلام واژگانی تعیین می شود و هم چنین معتقدند در ساختار زبان، افزون بر نحو جمله دستگاه نحو واژگان نیز وجود دارد که مسئول تعیین ساختار موضوعی اقلام واژگانی پیش از ورود آنها به اشتقاق نحوی است. از آنجایی که زبان کردی همانند سایر زبانهای ایرانی در مسیر تحلیلی شدن گام نهاده است و نظام فعلی آن به سمت ترکیبی شدن حرکت می کند، بررسی این افعال ما را در درک بیشتر ساخت موضوعی محمول ها یاری می کند. در این پژوهش به توصیف و برشمردن تعداد و انواع عناصر پیش فعل و فعل سبک و بررسی نقش آن ها در ویژگی های نحوی محمول ها پرداخته شده است. افعال مرکب متشکل از عنصر پیش فعل و فعل سبک می باشند. در این پژوهش، نشان خواهیم داد که در کردی اردلانی پیش فعل ها در گروه های متفاوتی قرار گرفته اند. افعال سبک نیز در گروه های گذرا و ناگذر، ایستایی و فعالیتی قرار گرفته اند. در افعال مرکب موضوع درونی در جایگاه متمم هسته ی گروه محمولی قرار داشته در حالی که هسته ی جهت، موضوع بیرونی را در جایگاه مشخص گر خود فرافکن می نماید. با بررسی تناوب های سببی و مجهول در این پژوهش، ساختار نحوی جملات نیز مورد مطالعه قرار گرفته است. در خصوص اعطای حالت های مفعولی و غیر مفعولی می توان این گونه اظهار نمود که هسته ی زمان به موضوع بیرونی حالت فاعلی و هسته ی فعل سبک حالت مفعولی را به موضوع درونی اعطا می نماید.
  12. توزیع واژه بست در زبان کردی اردلانی
    1395
    پژوهش حاضر سعی بر توصیف واژه بست های موجود در گویش کردی اردلانی دارد. واژه بست-های یک زبان همواره به عنوان یکی از عناصر مرموز زبان ها رفتار های خاصی از خود نشان می-دهند. واژه بست های گویش اردلانی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. واژه بست ها تکواژهایی وابسته هستند که از یک سو همچون واژه ها استقلال نحوی دارند و از سوی دیگر همانند وندها عمل می کنند و به لحاظ آوایی و واجی مستقل نیستند. این پژوهش با معرفی دوازده واژه بست گویش کردی اردلانی با استفاده از آزمون های زوئیکی (1977) و زوئیکی و پولام (1983) این عناصر را از وند ها و واژه ها متمایز ساخته است. از مجموع دوازده واژه بست موجود در این گویش، نه واژه بست ویژه و سه واژه بست ساده می باشند. در خلال این تحقیق با استناد به پارامتر های معرفی شده توسط کلاونس (1985) رفتار واژه بست های این گویش طبق طبقه-بندی جهانی کلاونس مشخص خواهد شد. واژه بست های این گویش طبق پارامتر های کلاونس رفتاری مشابه به دو دسته واژه بست های گروه سوم و هفتم از زبان های دنیا دارند. ارزش پارامترهای نفوذ بلافصل، تقدم خطی و ادغام در واژه بست های گروه سوم به ترتیب "اولین"، "بعد" و "پی بست" است و تنها وجه تفاوت آن ها با واژه بست های گروه هفتم در پارامتر نفوذ بلافصل است که برای این دسته از زبان ها "آخرین" تعریف شده است. در نهایت نگارنده به بررسی شرایط تشکیل خوشه ی واژه بستی، جایگاه واژه بست ها و میزبانی گزینی این عناصر خواهد پرداخت.
  13. حذف گروه فعلی در کردی اردلانی
    1395
    در این پایاننامه به بررسی ساختار حذف در کردی گویشوران سنندج میپردازیم. حذف پدیدهای است که در آن بخشی از جمله محذوف میشود ولی کماکان تعبیر ساختار محذوف قابل استنباط است. کانون اصلی پژوهش در این پایاننامه بررسی حذف گروه فعلی از دیدگاهی نظری میباشد. حذف گروه فعلی، پدیده ای نحوی تلقی میشود که در آن گروه فعلی ناملفوظ میشود و معنای بخش ناملفوظ با توجه به بافت جمله بازیابی میشود؛ به عبارتی معنای بخش محذوف قابل استنباط است، در حالی که صورتی برای آن وجود ندارد. استنباط معنا در غیاب صورت سبب شده است که زبانشناسان دو رویکرد مختلف نسبت به پدیده حذف اتخاذ نمایند که عبارتند از رویکرد ساختاری و رویکرد غیرساختاری. رویکرد ساختاری ریشه در نحو دارد و حامیان این رویکرد استدلال میکنند که در جمله محذوف، ساختار وجود دارد و به منظور تحکیم گفتهی خود شواهدی از تاثیرات پیوندی میان اجزای ملفوظ و ناملفوظ جمله ارائه میدهند. در مقابل حامیان رویکرد غیرساختاری به تقویت نظریههای معنایی میپردازند و بر این باورند که جمله همان چیزی است که شنیده میشود و در غیاب ساختار میتوان معنا تولید کرد. در این پایان نامه رویکرد اتخاذ شده ساختاری میباشد و بر اساس شواهدی محکم از دادههای مورد بررسی در کردی به تقویت این رویکرد میپردازیم. در ادامه قائل به وجود دو نوع حذف گروه فعلی در کردی میشویم که هر کدام از این دو نوع حذف گروه فعلی گره متفاوتی از جمله را هدف حذف خود قرار میدهند. در پایان نگاهی کلی به شرایط همانندی در این زبان داریم و همانندی را تلفیقی از معنا و نحو در نظر میگیریم.
  14. تحلیل حرکت پرسشواژه در کردی اردلانی: رویکردی کمینه گرا
    1395
    در مطالعات اخیر زبانشناسی نظری، بررسی ساختهای پرسشی و پرسشواژهای موضوع تعداد کثیری از پژوهشهای زبانشناسی را به خود اختصاص داده است. در این رساله نگارنده سعی بر آن دارد تا به بررسی، توصیف و تحلیل ساختهای پرسشی و پرسشواژهای و حرکت پرسشواژه، در کردی اردلانی، بر اساس برنامهی کمینهگرا و در چارچوب نظریه فاز (چامسکی، 2001 و پس از آن) بپردازد. مرور دادههای زبان کردی گویش سنندجی نشاندهندهی این نکته است که پرسشهای این زبان به دو گروه جملات پرسشی فاقد پرسشواژه و جملات پرسشی دارای پرسشواژه تقسیم میشوند. جملات پرسشی فاقد پرسشواژه نیز خود به دو گروه پرسشهای آهنگین و پرسشهای انتخابی تقسیم میشوند. جملات پرسشی دارای پرسشواژه دارای دو گروه تک پرسشواژهای و چند پرسشواژهای میباشند. بررسی دادههای زبان نام برده نگارنده را به این نکته وا داشته که این زبان در زمرهی زبانهای پرسشواژه در جای اصلی قرار دارد. حرکت پرسشواژه در زبان کردی گویش سنندجی از نوع حرکت غیرموضوعی است چراکه حرکت از جایگاهی موضوعی به جایگاهی غیرموضوع صورت میگیرد. سپس با در نظر گرفتن فرضیهی گروه متممنمای چند جزئی/ گسستهی ریتزی (1997) جایگاه فرود عناصر پرسشی در حاشیهی چپ جمله تعیین و تبیین گردیده است. به عقیدهی ریتزی (1997) در این حاشیه گروه متممنما به چهار فرافکن در حاشیهی چپ جمله گسسته میشود که به ترتیب عبارتند از گروه منظوری، گروه مبتدا، گروه کانون و گروه ایستایی. در میان این چهار گروه مشخصگر گروه کانون در حاشیهی چپ جمله جایگاه فرود عناصر پرسشی است. تجزیه و تحلیل جملات ساده و مرکب دارای پرسشواژه در زبان کردی گویش سنندجی گویای این نکته است که در هر جمله فقط یک سازهی کانون وجود دارد. در نتیجه با حضور دو سازهی کانون در یک جمله، آن جمله غیردستوری خواهد بود. راه حل ریتزی (1997) به منظور رفع این مشکل، انتقال پرسشواژهی حرکت نموده از جایگاه مشخصگر گروه کانون به مشخصگر گروه منظوری است. در نتیجه پرسشواژهها در زبان کردی گویش سنندجی قادر به اشغال دو جایگاه هستند: مشخصگر گروه کانون و مشخصگر گروه منظوری. پرسشواژهها در این زبان از همان اصول نحوی (اصل همجواری، اصل مقوله تهی و ...) تبعیت میکنند که پرسشواژهها در زبان انگلیسی تبعیت مینمایند. پرسشواژههای بافت مقید نیز گروهی دیگر از پرسشواژهها میباشند که به کرات توسط گویشوران این زبان به کار بر
  15. نمود در زبان کردی (گویش کلهری)
    1395
    هدف از پژوهش حاضر ارائه ی یک تحلیل جامع در مورد نمود در زبان کردی کلهری براساس رویکرد دوبخشی اسمیت(1997) است. طبق چارچوب نظری وی بررسی نمود هم شامل تحلیل نمود موقعیتی و هم شامل تحلیل نمود دیدگاهی در قالب زمان است. در این راستا تحلیل و طبقه بندی انواع نمود با استفاده از پیکره ی وسیعی از افعال زبان کردی کلهری و با بهره گیری از آزمون های متنوع به روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که پنچ گونه نمود موقعیتی فعالیتی، لمحه ای، دستاوردی، تحققی و ایستا و دو نمود دیدگاهی ناقص و کامل در این زبان وجود دارد. موقعیت ها در زمان گذشته می توانند دارای نمود کامل و ناقص باشند اما زمان حال فقط دارای نمود دیدگاهی ناقص هستند، برخی از موقعیت ها نیز با گرفتن نمود ناقص دچار نمودگردانی می شوند.
  16. اسم سازی در زبان کردی گویش سنندجی
    1394
    در میان حوزه های متنوع زبان، دو حوزه ساختواژه و نحو که به بررسی ساختمان واژه و جمله می پردازند در زبانشناسی نوین از جایگاه ویژه ای برخوردار هستندو مطالعات جامعی را به خود اختصاص داده اند که حاصل آن، پیدایش نظریه ها مکتب ها و رویکردهای گوناگون زبانی است. در حوزه ساختواژه، یکی از فرایندهای واژه سازی (word formation processes)اسم سازی (nominalization)از طریق اشتقاق است. پیرامون اسم های مشتق در زبان فارسی مطالعاتی صورت گرفته است، اما چنین به نظر می رسد که تاکنون تحقیق جامع و مبسوطی با توجه به معیارهای معتبر زبانشناختی در خصوص اسم سازی اشتقاقی در زبان کردی انجام نشده است که حق مطلب را ادا کند(قطره، 1379). مسئله ای که اینجا مطرح می شود این است که: زبان کردی چه امکاناتی را برای اشتقاق اسم در اختیار سخنگویان خود قرار می دهد؟ این امکانات به لحاظ صوری و معنایی از چه ویژگی هایی برخوردار هستند؟ ویژگی های اسم های حاصل چیست؟
  17. بررسی فرایندهای واژه سازی در گویش لکی بر اساس نظریۀ زایشی
    1394
    گویشوران زبان هرگاه در ذهن واژه ای برای دلالت بر مفهوم خاصی نیابند از طریق واژه سازی یا قیاس دست به ساختن واژه هایی می زنند که تا به حال با آن روبه رو نشده اند شنونده نیز با داشتن دانش زبانی و دانستن قراردادهای حاکم بر نظام زبانی خود، می-تواند این واژه ی خلق شده را درک کند. اما گویشوران باید توجه داشته باشند که این واژه های جدید باید از لحاظ آوایی، معنایی، صرفی و نحوی منطبق بر نظام حاکم بر زبانشان باشد. زبانشناسان همواره جنبه های صرفی، نحوی، معنایی و آوایی زبان را مورد بررسی قرار داده اند و هر روزه نتایج جدیدی به دست می دهند یکی از جنبه های بررسی در صرف زبان، بررسی واژه سازی و فرایند ای مربوط به آن است. گویشوران زبان لیستی از واژه ها را در ذهن خود دارند که به نظر می رسد این وازگان با نظم و قاعده در ذهن لیست می شود به گفته چسون (1994) با توجه به شمار بسیار زیاد این واژه ها در هر زبان گزینش و به کارگیری سریع و آسان این واژه ها از میان واژه های نامحدود جای گرفته در ذهن سخنگو، نشان می دهد که واژه ها در ذهن به صورت نظام یافته ذخیره می شوند.
  18. انسان شناسی زبان شناختی
    1394
    در این پژوهش که اساساً مبتنی بر ترجمه ی کتاب انسان شناسی زبان شناختی نوشته ی الساندرو دورانتی است سعی بر این شده است که در قالبی یکپارچه به بیان پیشینه، پیش زمینه های فلسفی و علمی، مواد پژوهشی، اصول نظری و روش های انسان شناسی زبان شناختی پرداخته شود. در فصول اوّل و دوّم، حوزه ی دید انسان شناسی زبان شناختی، تعاریف و مفاهیم بنیادین و نظریات اساسی دخیل بر این حوزه ی بینارشته ای از علوم انسانی مورد کاوش قرار گرفته است. در فصل سوم مساله ی تنوع زبانی و دیدگاه های پژوهشگران تاثیرگذارِ حوزه های زبان شناسی و انسان شناسی بررسی شده است. فصل چهارم نیز حولِ شناختِ چیستیِ کار قوم نگاری شکل گرفته است. در همین بخش است که وجهه ی پژوهشی کار، رنگی کاربردی تر می گیرد و نویسنده به بیان روش های جمع آوری داده های زبانی (مشاهده- مشارکت کننده، مصاحبه و...) می پردازد. فصل پنجم نیز در رابطه با واحد های بنیادین پژوهش تدوین یافته است. در فصل ششم نیز مقوله ی معنا، موضوع بحث و کاوش است. فصل هفتم نیز به معرفی رویکرد های فلسفی در قبال زبان و ملاحظات منطقی مربوطه می پردازد. یکی از موضوعات مهم پژوهشی در زبان شناسی، مقوله ی مبادلات مکالمه ای است که این موضوع به صورت دقیق در فصل هشتم مورد بحث قرار گرفته است. از آنجایی که انسان شناسی زبان شناختی دارای صبغه ای ذاتاً اجتماعی است، در فصل نهم، مساله ی واحد های مشارکت واکاوی شده است. نهایتاً، در فصل دهم، به بیان نتیجه گیری در باب زبان به مثابه ی حالتی انسانی، مساله ی زبان و اجتماع، زبان در فرهنگ و نیز درج نکاتی عملی در رابطه با ضبط و ثبت تعامل پرداخته است.
  19. فرایند واژه سازی در زبان کردی سورانی
    1394
    فرایند واژه سازی در زبان شناسی خلق واژه ای جدید است. گاهی اوقات فرایند واژه سازی با تغییر معنایی که تغییر در معنای واژه است اشتباه گرفته می شود. تشخیص مرز میان فرانید واژه سازی و تغییر معنایی می تواند مشکل باشد. استفاده ی جدید از یک واژه ی قدیمی می تواند به عنوان یک واژه ی جدید اخذ شده از صورت گذشته آن مورد قبول واقع شود. همچنین فرایند واژه سازی متقاوت با عبارات مصطلح است، اگر چه واژه ها می توانند از عبارات چند واژه ای درست شوند. واژه ها به عنوان یکی از مهمترین اجزای تشکیل دهند ی زبان در نظر گرفته می شوند. در هر زبانی استراتژیهایی برای شکل گیری واژه ها وجود دارد. در این پژوهش در پی انیم که فرانیدهای متفاوت واژه سازی را در زبان کردی سورانی مورد بررسی قرار دهیم. در نهایت به آزمودن این استراتژی های واژه سازی از قبیل "اشتقاق"، "ترکیب"، "خلاصه سازی"، و غیره می پردازیم. با تجزیه و تحلیل داده هایمان به این نتیجه رسیدیم که زبان کردی رد بسیاری از موارد از فرایند ترکیب برای وازه سازی استفاده میکند. اشتقاق در مرحله دوم از فرایند واژه سازی در زبان کردی سورانی قراد دادر. استراتژی های دیکر واژه سازی به ندرت در این زبان مورد استفاده قرار می گیرند. بسیار بر این باورند که زبان کردی به صورت عام و گویش سورانی به صورت خاص بر خلاف انگلیسی شکل نوشتاری ندارد و کی زبان رسمی محسوب نمیشود. این عوامل به صورت قابل توجهی موجب کاهش زایایی فرایندهای واژه سازی در این زبان شده اند.
  20. تحلیل ساخت ارتقایی و نظارت در زبان های کردی و فارسی: رویکردی کمینه گرا
    1392
    نارسایی های موجود در تحلیل های پیشین از ساخت های ارتقایی و نظارت در زبان فارسی و هم چنین نوآوری آن در زبان کردی، نگارنده را بر آن داشت که در رساله ی حاضر در پرتوی برنامه ی کمینه گرا به ارائه-ی تحلیلی نو از این دو ساخت در زبان های مذکور بپردازد. بر اساس نتایج بدست آمده، زبان های کردی و فارسی هر دو دارای ساخت ارتقایی می باشند که در آن هسته ی تصریف بند پیرو [+AGR] بوده، به فاعل بندش حالت فاعلی اعطا کرده و در نتیجه میان آن ها رابطه ی مطابقه برقرار می گردد. سپس جهت اقناع اصل فرافکنی گسترده، فاعل بند پیرو به سوی جایگاه فاعل بند پایه حرکت می کند. هسته ی تصریف بند پایه نیز مشخصه های فای ارزش گذاری نشده ی خود را با ارزش پیش فرض زبان بازبینی کرده و به صورت سوم شخص مفرد ظاهر می شود. از سوی دیگر، استدلال های حاضر در این طرح پژوهشی نشان می دهند که در ساخت های نظارتیِ این دو زبان، عنصر تهی موجود در جایگاه فاعل بند پیرو، یک ضمیر ناملفوظ است که مشخصه ی ارزش گذاری نشده ی حالت خود را به کمک هسته ی تصریف بند التزامی بازبینی می کند. بدین ترتیب رساله ی پیشرو به نتایجی جامع در خصوص چگونگی اشتقاق جملات ارتقایی و نظارتی در زبان های مذکور و هم چنین چگونگی بازبینی مشخصه های خوانش ناپذیر آن ها دست یافته است.
  21. توصیف گروه فعلی در گویش کردی کرمانشاهی: رویکردی زایشی
    1392
    این پژوهش به توصیف گروه فعلی در گویش کردی کرمانشاهی می پردازد. در این تحقیق ساخت موضوعی گروه فعلی و وضعیت ساختاری متمم ها و افزوده ها نسبت به هسته بررسی می شود. متمم ها عناصر اصلی همراهِ فعل بوده و نقشی اساسی را در ساختار موضوعی فعل ایفا می کنند؛ افزوده ها عناصر اختیاری بوده که عدم حضور آن ها جمله را غیر دستوری نمی کند. از آن جا که اساس این پژوهش تایید نظریه ی ایکس تیره می باشد، ساخت سلسله مراتبی گروه فعلی از طریق معرفی شواهدی از گونه ی گفتاری گویش کردی کرمانشاهی مورد بررسی قرار می گیرد. از آن جا که هسته های نحوی/ نقشیِ نفی، وجه، نمود، زمان و مطابقه بر روی عنصر فعلی تجلی آوایی پیدا می کند، در این پژوهش به بررسی ساخت نحوی و فرایندهای دخیل در توزیع این گروه های نقشی نیز پرداخته می شود. اعتقاد بر این است که در کردی کرمانشاهی نیز هم چون دیگر زبان ها و گویش های ایرانی، زبانی هسته انتها است و با توجه به ساخت درونی گروه فعلی، ترتیب پربسامد SOV ساخت زیربنایی این گویش را تشکیل می دهد و ترتیب های دیگر از این آرایش مشتق شده اند. به علاوه مشخص می شود در این گویش همچون دیگر گویش های کردی، فعل در فرایند تصریف حرکت پنهان دارد و در نمود آوایی فعل، مقولات نقشی از قبیل وجه، نمود، مطابقه و زمان عملاً در توالی خطی در کنار فعل ظاهر می شوند.
  22. بررسی ساختمان گروه فعلی در زبان کردی گویش اردلانی سنندجی بر پایه ی نظریه ی ساختواژه ی توزیعی
    1392
    در این پژوهش گروه فعلی در گویش اردلانی سنندجی به عنوان یکی از گویش های کردی سورانی بر اساس نظریه ی ساختواژه ی توزیعی مورد بررسی قرار می گیرد. نظریه ی ساختواژه ی توزیعی مبتنی بر نظریات هله (1990) و مارانتز (1995و1988)، جدیدترین رویکرد صرف زایشی است و زیرمجموعه ی برنامه ی کمینه گرا محسوب می شود. رعایت سلسله مراتب نحوی، اختصاصی شدگی و درج موخر از مفاهیم اساسی این نظریه به شمار می روند. از دیگر فرآیندهای مهم در نظریه ی مذکور، انشقاق، ادغام، ترکیب ساختواژی، تهی سازی، حرکت نزولی و جابه جایی موضعی هستند. این پژوهش پس از تبیین توزیع موضوع های فعل و جایگاه آنها در گروه، به توصیف و تحلیل عناصر واژی– نحوی و چگونگی ارتباط این عناصر با ستاک فعل می پردازد و سپس انواع فعل را از دیدگاه های مختلف بررسی می کند. با عنایت به اهمیت واژه بست ها و خصوصاً نقش آنها در ساخت های کنایی، بخشی از تحلیل به واژه بست گزینی و روابط نحوی واژه بست ها با سایر اجزاء جمله اختصاص داده شده است. با توجه به مشخصه ی تصریف قوی در زبان کردی، مسئله ی ارتقاء فعل مطرح می شود بنابراین نگارنده ناگزیر می گردد علاوه بر تحلیل داده ها در چارچوب نظریه ی ساختواژه ی توزیعی، نحوه ی اشتقاق ساخت های فاعلی– مفعولی و کنایی را بر اساس برنامه ی کمینه گرا نیز بررسی کند. این بررسی به ارائه ی الگوهای متفاوتی برای ساخت های مذکور منجر می شود و اهمیت وجود نظریه ی ساختواژه ی توزیعی در کنار برنامه ی کمینه گرا را برای توجیه اشتقاق ساخت های کنایی آشکار می کند و مشخص می شود که ساختواژه ی توزیعی از کفایت توضیحی لازم برای تبیین داده های گویش اردلانی برخوردار است.
  23. بررسی فرایندهای واجی گونۀ جافی از گویش سورانی بر اساس نظریۀ بهینگی
    1392
    این پژوهش فرایندهای واجی در گونه ی جافی از گویش سورانی را در چارچوب نظریه بهینگی بررسی می کند. در هر زبانی فرایندهای مشخصی وجود دارند که باعث تغییرات آوایی می شوند. اهداف این پژوهش بررسی فرایندهای واجی در گونه ی جافی از گویش سورانی و استخراج محدودیت های نشانداری و پایایی و مرتبه بندی آن ها با استفاده از داده های ارائه شده می باشد. داده های گردآوری شده ازدانش آموزان یکی از مدارس راهنمایی شهر کرمانشاه هم چنین شمّ زبانی پژوهشگر می باشد که گویشور بومی گونه جافی گویش سورانی است. سوال پژوهش حاضر، چگونگی تعیین و توصیف فرایندهای واجی در گونه جافی از گویش سورانی و مرتبه بندی محدودیت ها است. بعد از تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس نظریه بهینگی مشخص گردید حداقل نه نوع فرایند شامل: تضعیف، تقویت، خنثی شدگی، حذف، درج، همگونی و ناهمگونی در گونه جافی وجود دارد. (در این گویش) تضعیف و حذف پر بسامدترین و تقویت کم بسامدترین فرایند محسوب می شوند. (همچنین) صورت بهینه حاصل برتری محدودیت نشانداری بر محدودیت پایایی است. نتایج این پژوهش نشان می دهد، تغییرات آوایی در کلمات متشابه فارسی معیار و گونه جافی ناشی از تفاوت مرتبه بندی محدودیت هاست.
  24. ظرفیت فعل و شیوه های تغییر آن در زبان کردی (سورانی)
    1392
    ظرفیت نامی است که در نظریه هایی نحوی مختلف از جمله دستور وابستگی به گونه ای خاص از خاصیت وابستگی واژگان زبان می دهند.و آن توانایی یک فعل در ترکیب شدن با الگوهای خاص دیگر سازه های جمله دارد. ظرفیت مفهومی است که توسط لوسین تنیر از شیمی به زبان آورده شد. در شیمی ظرفیت به این گونه است که یک عنصر توانایی ترکیب با تعداد خاصی از اتمهای عنصر دیگر را دارا می باشد و از پیوند دو ماده، ماده جدیدی به وجود می آید. بعضی عناصر یک ظرفیتی هستند زیرا می توانند تنها با یک اتم دیگر پیوند برقرار کنند، اما بعضی دو ظرفیتی هستند زیرا می توانند با دو اتم دیگر ترکیب شوند. پس در زبان و در نظریه وابستگی هم ظرفیت یک هسته عبارت است از جذب و ترکیب با انواع مشخصی از وابسته ها. در نظریه وابستگی و ظرفیت واژگانی اجزا جمله و بخصوص افعال مانند اتمها دارای توانائیهای گوناگون در جذب انواع متممها و وابسته ها هستند و بر اساس ظرفیت خود در گروههای مختلف طبقه بندی می شوند وهمچنین در شرایط خاص ظرفیت افعال می تواند تغییر یابد. دستور وابستگی در مقابل دستور زایشی قرار می گیرد. در دستور زایشی از قواعد گروه ساختی در تجزیه جملات استفاده می شود. در این روش جمله به تعدادی سازه یا مقوله گروهی مانند گروه اسمی، گروه فعلی، گروه حرف اضافه ای و ... تجزیه می شود، هر گروه دارای هسته ای است که ویژگی های واژگان خود را به تمام گروه تسری می دهد، اما در دستور وابستگی تحلیل جمله از فعل آغاز می شود و از لحاظ سلسله مراتبی در مرتبه ای بالاتر از فاعل قرار می گیرد و برخلاف دستور زایشی که در آن تجزیه و تحلیل جملات بر حسب روابط بین گروههای نحوی انجام می گیرد، در دستور وابستگی جمله ها برحسب روابط بین کلمات تجزیه و تحلیل می شوند
  25. رویکرد گذر پنهانی به مجهول در زبان های کردی و فارسی
    1392
    در این پژوهش با اتخاذ رویکرد متاخر کمینه گرا به ساخت مجهول، موسوم به رویکرد گذر پنهانی (کالینز 2005)، به بررسی ساخت مجهول در زبان فارسی و کردی پرداخته می شود. فرضیه یکنواختی تخصیص نقش های معنایی (بیکر 1988: 48، 1997: 74) جایگاه زیرساختی موضوع بیرونی را هم در جمله معلوم و هم در جفت مجهول آن یکسان فرض می کند و این در حالیست که در انگاره های سنتی زایشی شیوه ادغام موضوع بیرونی در دو ساخت معلوم و مجهول متفاوت است. رویکرد گذر پنهانی از آن جهت در نظریه پردازی زایشی مورد توجه قرار گرفته است که همسو با فرضیۀ یکنواختی تخصیص نقش های معنایی می تواند تبیینی شفاف از اشتقاق ساخت مجهول در زبان های SVO بدست دهد. بررسی مجهول در زبان فارسی و کردی در دو سطح می تواند به فهم ما از چگونگی اشتقاق نحوی این ساخت ها کمک کند. نخست آنکه، تحلیل ساخت مجهول در زبان فارسی و کردی به عنوان زبان های SOV این امتیاز را به ما می دهد تا به برطرف نمودن کاستی های رویکرد اتخاذی در تبیین مجهول در این زبان ها بپردازیم. از این رو نگارنده با پیشنهاد ساز و کارهایی سعی در اصلاح رویکرد مذکور دارد. در ادامه با اعمال تعدیلات لازم، داده های زبان فارسی و کردی به محک رویکرد اصلاح شدۀ گذر پنهانی سپرده می شود و نشان داده می شود که رویکرد اصلاح شدۀ گذر پنهانی از گستردگی و فراگیری بیشتری برخوردار است زیرا نه تنها داده های زبان فارسی و کردی بلکه داده های زبان انگلیسی را هم تبیین می نماید. در سطح دوم، تبیین نحوی ساخت مجهول فارسی در رویکرد گذر پنهانی افق جدیدی را در حوزه نظریه پردازی در نحو زبان های ایرانی نمایان می سازد. در این خصوص می توان گفت برخی از زبان شناسان علاوه بر ساخت فعل مجهول به صورت (اسم مفعول + شدن) در زبان فارسی قائل به چند ساخت مجهول دیگر از جمله مجهول غیر شخصی و افعال نا مفعولی هستند که با استناد به رویکرد مذکور می توان تبیینی شفاف از اشتقاق این ساخت ها را به دست داد.
  26. مبتداسازی در زبان کردی
    1392
    در این رساله نگارنده سعی بر آن دارد تا با به کار بستن فرضیه متمم ساز چندجزئی ریتزی (1997) در قالب برنامه کمینه گرا، داده های زبان کردی (اعم از جمله های خبری، پرسشی و تعجبی) را تحلیل کند. در این انگاره، چند فرافکن بیشینه ساختار حاشیه چپ جمله را می سازند؛ گروه نیرو بالاترین گروه است و بین این گروه و پایین ترین فرافکن بیشینه یعنی گروه ایستایی، دو گروه مبتدا و کانون قرار دارد. آن چه که مورد تحلیل قرار می گیرد فرآیند مبتداسازی در زبان کردی است؛ در واقع جایگاه گروه مبتدا در این زبان بررسی می شود و در تحلیل این جایگاه بررسی جایگاه هایی مثل جایگاه گروه کانون، گروه نیرو و گروه ایستایی اجتناب ناپذیر است؛ به همین دلیل بسیاری از تحلیل ها، جایگاه مبتدا در تقابل با جایگاه سازه کانون مورد بررسی گرفته است. در زبان کردی مبتداسازی فرآیندی زایا است. با مقایسه فرآیند مبتداسازی در انواع این جمله ها علاوه بر مشترکات، تفاوت هایی بین زبانی آشکار می شود که حاکی از این است سازه های زبان کردی در قیاس با زبان انگلیسی از فعالیت آزادانه تری برخوردارند. به نظر می رسد این تفاوت ها بتوانند باعث پیچیدگی انگاره ریتزی (1997) شوند. در زبان کردی در جمله های خبری و دو مفعولی گروه های اسمی آزادانه تر حرکت می کنند و نسبت به زبان انگلیسی در فرآیند مبتداسازی از محدودیت کمتری برخوردارند و جمله های دستوری بیشتری از یک جمله بنیادی مشتق می شوند. این امر در ارتباط با جمله های پرسشی و تعجبی هم صدق می کند. انگاره ریتزی (1997) فرآیند مبتداسازی را در زبان کردی تبیین می کند و مطابق با این انگاره جایگاه گروه های اسمی مبتدا در جایگاه مشخص گر گروه مبتدا واقع شده اند. همچنین نشان داده خواهد شد که اصل تکرارپذیری هم در مورد داده های زبان کردی صدق می کند؛ یعنی وجود بیشتر از یک مبتدا در جمله امکان دارد.
  27. تحلیل و توصیف فرایندهای واجی-آوایی زبان کردی (گویش کلهری)
    1391
    تحقیق حاضر تلاش دارد به بررسی و تحلیل فرایندهای واجی و آوایی حاکم بر زبان کردی(کلهری) بپردازد. فصل اول با داشتن عنوان مقدمه ابتدا به معرفی اجمالی زبان کردی و گویش کلهری می پردازد. بخش های دیگر از این فصل به بیان مسئله، فرضیات، پرسشها، اهداف و شیوۀ انجام تحقیق اختصاص داده شده است. فصل دوم، معرفی اجمالی تحقیقات پیشین مرتبط با فرایندهای واجی آوایی و نتایج حاصل از این تحقیقات را کانون توجه خود قرار داده است. فصل سوم به ارائۀ مبانی نظری حاکم بر شیوۀ استدلال در این پژوهش میپردازد. که شامل مبانی نظری واج شناسی زایشی و بدین ترتیب نظریۀ بهینگی است.
  28. بررسی وندها و جایگاهشان در ساخت های واژگانی کردی سورانی
    1391
    این پایان نامه به بررسی وندهای دخیل در ساخت های فعلی کردی سورانی می پردازد. در این راستا شناسه های زبان کردی که نشانگر شخص و شمار هستند را مورد بررسی قرار داده و به مطالعه وی‍ژگی های آنها می پردازیم. به منظور تعیین ترتیب قرار گرفتن وندهای فعلی، مقوله ی نمود را مورد بررسی قرار می دهیم. در کردی سورانی نمود مستمر در دو ساخت فعل گذشته ی استمراری و حال استمراری به چشم می خورد، در حالیکه بقیه ی زمان ها دارای نمود ساده هستند، و نمود ساده در ساختار فعل تجلی آشکار ندارد. به ساخت افعال در قالب افعال ساده، افعال پیشوندی، و افعال مرکب، نگاهی اجمالی می اندازیم و به طور اخص ساخت افعال ساده در زمان های متفاوت را مورد بررسی قرار می دهیم. ساخت زمان حال، گذشته افعال لازم، و گذشته افعال متعدی به جز ساخت گذشته استمراری با الگوی "مطابقه → زمان → فعل" سازگاری دارد. ساخت های گذشته افعال با حضور مفعول مستقیم از الگوی "مطابقه → زمان" پیروی نمی کند. زبان کردی در ساخت های زمان حال از زبان های فاعلی- مفعولی پیروی می کند، در حالیکه در ساخت های زمان گذشته دارای ویژگی های زبان های ارگتیو می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها حاکی از آن است که ترتیب قرار گرفتن وندها در ساخت های فعلی، نه تنها تحت تاثیر ویژگی های صرفی می باشد، بلکه محدودیت های نحوی نیز سهم شایان توجهی در این امر دارد. فعل ها در زبان کردی برای مقوله ی شخص صرف می شوند و در زمان حال شناسه های فعل با فاعل جمله در ساخت های لازم و متعدی مطابقت می کنند و در این ساخت ها از زبان های فاعلی- مفعولی پیروی می کند. امّا در مورد زمان گذشته ی افعال، مفعول ساخت متعدی همان شناسه ای را به خود گرفته است که فاعل ساخت لازم به خود می گیرد. به بیان دیگر ویژگی ارگتیو در این ساخت ها قابل مشاهده است.
  29. بررسی میزان گرایش کودکان دوزبانه به طرف زبان پدری یا مادری(زبان کردی سنندجی یا اردلانی و زبان اورامی در شهرستان سنندج)
    1391
    موضوع دو یا چند زبانه بودن، همواره مورد توجه زبانشناسان٬ جامعه شناسان، روانشناسان ومتخصصین آموزش زبان بوده است. در این تحقیق این امر از دیدگاه جامعه شناسی زبان مورد بررسی قرار می گیرد. متخصصین جامعه شناسی زبان گروه های مختلفی از دو زبانه ها را مورد مطالعه و تحقیق قرار داده اند. در این میان می توان به گروه های زیر اشاره کرد:کسانی که در منزل از یک زبان و در خارج از منزل از زبانی دیگر استفاده می کنند( اسپالسکی 1998 :45).جامعه ای که در آن، اقلیت به یک زبان و اکثریت به زبانی دیگر صحبت می کنند. مثلاً در کشور کانادا اقلیت به زبان فرانسه و اکثریت به زبان انگلیسی تکلم می کنند. اقلیت مجبور است برای ارتباط با اکثریت٬ زبان آن ها را هم بیاموزد( یول 1988 :158). گروه غالب و گروه مغلوب: کشوری کشور دیگری را تصرف می کند و زبانش را هم با خود می آورد. مثلاً در سال 1066 میلادی فرانسه وارد انگلستان شد. مغلوبین یعنی انگلیسی ها مجبور بودند که زبان فرانسه را برای رسیدن به اهداف اقتصادی، سیاسی و...خود بیاموزند. به علاوه این زبان دارای پرستی‍‍ژ هم بود ( فالک 1978 :52 ) در جوامع مختلف عموﻣاً دو یا چند زبانه بودن، معمول نمی باشد. اما در برخی جوامع این امر کاملاً طبیعی است یعنی اکثر گویشوران دو یا چند زبانه می باشند. در این جوامع عواملی چون شهری یا روستایی بودن، جنسیت، رسمی یا غیر رسمی بودن موقعیت، موقعیت اجتماعی، میزان آشنایی و دوستی، جدی یا غیر جدی بودن و نوع فعالیت در انتخاب زبان، برای برقراری ارتباط دخالت دارند؛ مثلاً در پاراگوئه مردم به زبان های گورانی و اسپانیولی صحبت می کنند. در موقعیت های رسمی از زبان اسپانیولی و در موقعیت های غیر رسمی از زبان گورانی استفاده می کنند( وارداف 2006 :99 ). در این پایان نامه سعی بر آن است که فرزندان خانواده های دو زبانه در شهرستان سنندج مورد مطالعه قرار گیرند تا مشخص شود که چه عواملی بر انتخاب زبان این کودکان تاثیر دارد. منظور از خانواده های دوزبانه آنهایی هستند که والدین هر کدام دارای زبان مادری خاص خود می باشند. در این پژوهش خانواده هایی مطالعه می شوند که هر یک از والدین به یکی از زبان های اورامی یا کردی سنندجی ( اردلانی) صحبت می کنند. برای این کار خانواده ها را به دو گروه 25 عضوی تقسیم می کنیم. در گروه اول پدر اورامی و مادر کردی سنندجی و در گروه دوم برعکس
  30. ساخت بند موصولی در زبان کردی
    1391
    این پایان نامه به توصیف و تحلیل بندهای موصولی زبان کردی در گویش سورانی م یپردازد. سورانی یکی از گویش های زبان کردی است که در قسمت وسیعی از کردستان بدان تکلم می شود. بندهای موصولی را می توان به صورت کلی به سه دسته ی بند های موصولی تحدیدی، غیرتحدیدی و اسنادی تقسیم بندی نمود، و هر کدام دارای ساخت های درونی مخصوص به خود م یباشند. بند های موصولی کردی را می توان بر حسب رابطه ی آن ها با هسته ی اسمی به دو دسته ی بند های موصولی متممی و بند های موصولی آویزه ای تقسیم بندی نمود، همان طور که از اسم آن ها نمایان است بند های موصولی متممی عضو جدا نشدنی و ضروری جملات پیچیده می باشند و بندهای موصولی آویزه ای عضو جداشدنی و قابل حذف این قبیل جملات هستند. از آنجا که اساس مطابقه در برنامه ی کمینه گرا، مفهوم تسلط سازه ای عناصر بر یکدیگر است، به کمک آن ساخت درونی بندهای موصولی زبان کردی را در گویش سورانی مورد بررسی قرار داده ایم. اعتقاد بر این است که ضمیر موصولی در این نوع بند ها وجود ندارد و حرکت در آن ها آشکار نیست بلکه به صورت پنهان عملگرها در این بندها حرکت می کنند.
  31. بررسی زبانشناختی حسن تعبیر در زبان فارسی
    1391
    حسن تعبیر در زبان فارسی، واژگان غیر مستقیم، مبهم و خوشایند هستند که جایگزین واژگان صریح آزاردهنده و ناخوشایند می شوند. حسن تعبیر ابزار گفتمانی قدرتمندی محسوب میشود که برای تقویت و افزایش نزاکت اجتماعی و حفظ خود-انگاره ی اجتماعی طرفین گفتگو به کار میرود.
  32. بررسی تاثیر ویژگیهای جنسیت، پایه تحصیلی و سن تقویمی در گفتار دانش آموزان ابتدایی مشکین شهر
    1391
    گفتار دانش آموزان در مدرسه به عنوان یکی از اساسی ترین و حساسترین قسمت به لحاظ نوع کاربرد ی که در نظام آموزشی دارد ،همواره در کانون توجه مسئولان تعلیم و تربیت و زبان شناسان اجتماعی می باشد.تحولات روز افزون در گفتار دانش آموزان و انعکاس سریع و مستقیم آنها در نظام آموزشی ،مسئولان آنها را مجاب می کند که علاوه بر توجه به عوامل تاثیر گذار در گفتار دانش آموزان درپژوهشهای صورت گرفته در داخل و خارج از کشور طی سالیان گذشته، با بازنگری در آنها دراین پژوهشها، راهبردهای جدیدی که متناسب با وضعیت فعلی باشد تشخیص و ارایه دهند. مرور ادبیات موضوعی مربوط به پژوهش حاضر که در داخل و خارج از کشور صورت گرفته است نشان می دهد که عوامل مختلفی در گفتار دانش تاثیر دارد. در جمع بندی نهایی ،این عوامل را می توان به 3 گروه شامل: -جنسیت دانش آموزان - پایه تحصیلی و سن آنان تقسیم بندی کرد. با عنایت به محوریت این متغیرها در اکثر تحقیقات صورت گرفته در اغلب حوزه های زبان شناسی اجتماعی ، همه متغیرها ی فوق که بسیار مورد توجه محققان بوده است، درگفتار دانش آموزان موثر هستند. نتایج تحقیقات نشان می دهند که اگر فضای حاکم بر مدرسه ، و ارتباط بین معلمان و خود دانش آموزان و قسمت های تابعه آن فضای حمایتی و تشویقی باشد، می تواندگفتار دانش آموزان را با توجه متغیر های مورد مطالعه تقویت کرد و قطعا عملکرد و حجم فعالیتهای گفتاری آنها را به نحو چشمگیری افزایش خواهد یافت .
  33. ساخت کنایی در گویش دشتی
    1391
    این رساله به بررسی ساختار کنایی در گویش دشتی میپردازد و جهارچوب بکار رفته در ان برنامه کمینه گرا است. ساختار نحوی گویش دشتی دارای الگوی کنایی دوشقی است و سیستم کنایی آن بر اساس مطابقت میباشد. این گویش از یک راهکار عمده برای نشان دادن حالت کنایی در ساختار نحوی اش استفاده میکند و آن مضاعف سازی واژه بست است که طی آن یک واژه بست غیرفاعلی بر روی اولین عنصر غیرفاعل در جمله مضاعف سازی میشود و فعل در شخص و شمار با مفعول مستقیم مطابقت میکند. کریمی (1388) به لحاظ نظری رویکردی در رابطه با ساخت کنایی و مضاعف سازی واژه بست در سورانی (یکی از گویش های زبان کردی) ارائه میکند که میتواند به داده های گویش دشتی تعمیم داده شود.
  34. بررسی شفافیت و تیرگی معنایی در واژگان مرکب حاصل از عنصر غیرفعلی و ستاک حال
    1390
    در بررسی های زبان شناختی واژه ی مرکب از دو یا چند تکواژ قاموسی پدید می آید و حداقل شامل دو پایه است که هر دو واژه اند یا اینکه ریشه ی تکواژ محسوب می شوند و مقصود از کلمات شفاف آن دسته از کلمات است که از روی صدا یا ساخت آنها می توان به معنی آنها پی برد یا معنی آنها را حدس زد ،به عبارتی بین صدا یا ساخت آنها با معنی شان رابطه باشد مانند «چک جک » و «خودنویس»و کلمات تیره آنهایی هستند که معنی آنها از ظاهرشان پیدا نیست مانند «کاغذ» در صرف هر واژه در صورتی شفاف در نظر گرفته می شود که به روشنی قابل تجزیه به تکواژهای سازنده اش باشد و دانسته های ما درباره ی تکواژهای حاضر برای تفسیر معنی واژه در بافت کفایت کند برای نمونه در واژه ی coverage اجزای cover و –age به وضوح قابل تشخیص است و عملکرد اسم سازی وند –age از واژه های دیگری در زبان انگلیسی بر می آید به این ترتیب کل واژه شفاف خواهد بود در مقابل در واژه ی carriage چون اجزای carry و –age به وضوح قابل تفکیک نیستند این واژه تیره خواهد بود. البته تمام صورت های قابل تجزیه الزاماً شفاف نیستند ،به این ترتیب نمی توان تجزیه پذیری را با شفافیت یکسان دانست. کروز معتقد است آن عبارتی از نظر معنایی شفاف و غیراصطلاحی است که به سازه های معنایی قابل تقسیم باشد. وی سازه ی معنایی را هر واحد سازنده ی جمله میداند که حاوی معنایی که با معنای سازه های دیگر ترکیب می شود تا معنی کلی ترکیب جمله را برساند و کوچکترین سازه ی معنایی را سازه ای می داند که قابل تقسیم به سازه های معنایی ابتدایی تر نباشد. برای مثال در جمله «این بلوز را از بازار خریدم» «از بازار» یک سازه ی معنایی است و «از» و «بازار» که قابل تقسیم به سازه های معنایی کوچکتر نیستند ، کوچکترین سازه ی معنایی به حساب می آیند. کروز همچنین به مفهوم شاخص معنایی اشاره کرد و به آنهایی که مثل blackbird تمام معنای سازه ای عادی خود را دارند شاخص کامل و به آنهایی که تمام معنای سازه ای عادی خود را ندارند شاخص جزیی اطلاق می کند مثل house در greenhouse و یا سیاه در تخته سیاه که دیگر سیاه نیست بلکه مانند رنگ سیاه تیره است شاخص جزیی اطلاق می کند. در این تحقیق با بررسی 745 واژه ی مرکب حاصل از عنصر غیرفعلی +ستاک حال از لغت نامه دهخدا و به بررسی معنی شناختی و صرفی اینگونه واژگان پرداخته شده است در ارزیابی این مبحث از م
  35. بررسی اصطلاحات زبان فارسی از دیدگاه زبانشناسی شناختی
    1390
    اصطلاحات از جمله مقولات پرکاربرد در زبان روزمره هستند و نقش بسیار مهمی در تسهیل و تسریع فرایند ارتباط دارند. معمولاً اصطلاحات را عباراتی توصیف می کنند که معنای آنها برابر با مجموع معنای اجزای تشکیل دهنده ی آن نیست. دیدگاه های مختلفی نسبت به اصطلاحات وجود دارد. در دیدگاه سنتی، اصطلاحات مقولاتی کاملاً بخش ناپذیر و مبهم به شمار می روند که معنایشان قراردادی است و هیچ ارتباطی با اجزای آنها ندارد. اما از منظر دیدگاه های جدید، معنای بسیاری از اصطلاحات را می توان تا حدی، از معنای کلمات تشکیل دهنده ی آنها دریافت. یکی از این رویکردهای نوین، رویکرد زبانشناسی شناختی است. در این رویکرد، اصطلاحات مقولاتی نظام مندند و ریشه در نظام مفهومی انسان دارند. به علاوه، در بسیاری از اصطلاحات، ساز و کارهای شناختی، انگیزه ی معنایی به کار رفته در آنها هستند. بنابراین با تکیه بر این ساز و کارها و دانش و شناختی که انسان از جهان پیرامون خود کسب می کند، می توان معنای بسیاری از آنها را دریافت. در این پژوهش به بررسی اصطلاحات زبان فارسی از دیدگاه زبانشناسی شناختی پرداختیم. اصطلاحات مورد بررسی در این تحقیق از فرهنگ دو جلدی فارسی عامیانه، نوشته ی ابوالحسن نجفی گرفته شده اند. ابتدا این اصطلاحات از دیدگاه نانبرگ، ساگ و واسو(1994) بررسی شده اند. آنها اصطلاحات را به دو دسته ی عبارات ترکیبی اصطلاحی و عبارات اصطلاحی تقسیم کرده اند. این تقسیم بندی، در اصطلاحات پیکره ی معرفی شده، مورد بررسی قرار گرفت و ملاحظه شد که در زبان فارسی نیز قابل اعمال است. سپس دیدگاه زبانشناسی شناختی و به طور اخص رویکرد کووکسس(2002) مورد بررسی قرار گرفت. او ساز و کارهای شناختی استعاره، مجاز و دانش متعارف را به عنوان انگیزه ی معنایی شکل گیری اصطلاحات مطرح کرده است. هر یک از این ساز و کارها و کاربرد آن در اصطلاحات توضیح داده شده است. اصطلاحات پیکره ی نام برده، از لحاظ وجود هر یک از این ساز و کارها مورد بررسی قرار گرفتند و نقش هر کدام در اصطلاحات معین شد. در نهایت، تعداد اصطلاحاتی که در دسته ی عبارات ترکیبی اصطلاحی یا عبارات اصطلاحی قرار می گیرند، و همچنین تعداد اصطلاحاتی که در آنها یکی از ساز و کارهای شناختی استعاره، مجاز و دانش متعارف وجود دارد، در جدولی مشخص شده است. نهایتاً، طبق بررسی های انجام شده معلوم شد، عوامل بخش پذیری معنایی، ا
  36. توصیف و تحلیل گفتمان جنگ زبان شناختی در روایت دا
    1389
    اصطلاحات از جمله مقولات پرکاربرد در زبان روزمره هستند و نقش بسیار مهمی در تسهیل و تسریع فرایند ارتباط دارند. معمولاً اصطلاحات را عباراتی توصیف می کنند که معنای آنها برابر با مجموع معنای اجزای تشکیل دهنده ی آن نیست. دیدگاه های مختلفی نسبت به اصطلاحات وجود دارد. در دیدگاه سنتی، اصطلاحات مقولاتی کاملاً بخش ناپذیر و مبهم به شمار می روند که معنایشان قراردادی است و هیچ ارتباطی با اجزای آنها ندارد. اما از منظر دیدگاه های جدید، معنای بسیاری از اصطلاحات را می توان تا حدی، از معنای کلمات تشکیل دهنده ی آنها دریافت. یکی از این رویکردهای نوین، رویکرد زبانشناسی شناختی است. در این رویکرد، اصطلاحات مقولاتی نظام مندند و ریشه در نظام مفهومی انسان دارند. به علاوه، در بسیاری از اصطلاحات، ساز و کارهای شناختی، انگیزه ی معنایی به کار رفته در آنها هستند. بنابراین با تکیه بر این ساز و کارها و دانش و شناختی که انسان از جهان پیرامون خود کسب می کند، می توان معنای بسیاری از آنها را دریافت. در این پژوهش به بررسی اصطلاحات زبان فارسی از دیدگاه زبانشناسی شناختی پرداختیم. اصطلاحات مورد بررسی در این تحقیق از فرهنگ دو جلدی فارسی عامیانه، نوشته ی ابوالحسن نجفی گرفته شده اند. ابتدا این اصطلاحات از دیدگاه نانبرگ ، ساگ و واسو (1994) بررسی شده اند. آنها اصطلاحات را به دو دسته ی عبارات ترکیبی اصطلاحی و عبارات اصطلاحی تقسیم کرده اند. این تقسیم بندی، در اصطلاحات پیکره ی معرفی شده، مورد بررسی قرار گرفت و ملاحظه شد که در زبان فارسی نیز قابل اعمال است. سپس دیدگاه زبانشناسی شناختی و به طور اخص رویکرد کووکسس(2002) مورد بررسی قرار گرفت. او ساز و کارهای شناختی استعاره، مجاز و دانش متعارف را به عنوان انگیزه ی معنایی شکل گیری اصطلاحات مطرح کرده است. هر یک از این ساز و کارها و کاربرد آن در اصطلاحات توضیح داده شده است. اصطلاحات پیکره ی نام برده ، از لحاظ وجود هر یک از این ساز و کارها مورد بررسی قرار گرفتند و نقش هر کدام در اصطلاحات معین شد. در نهایت، تعداد اصطلاحاتی که در دسته ی عبارات ترکیبی اصطلاحی یا عبارات اصطلاحی قرار می گیرند، و همچنین تعداد اصطلاحاتی که در آنها یکی از ساز و کارهای شناختی استعاره، مجاز و دانش متعارف وجود دارد، در جدولی مشخص شده است. نهایتاً، طبق بررسی های انجام شده معلوم شد، عوامل بخش پذیری معنایی